مرتضى مطهرى
559
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
غير او نابود مىشود » « 1 » ، « من در انسان از روح خود دميدم » « 2 » ، « ما انسان را آفريديم و مىدانيم روحش با او چه مىگويد ، زيرا ما از رگ گردن به او نزديكتريم » « 3 » ، « به هركجا رو كنيد همانجا خداست » « 4 » ، « به هركس خدا روشنى ندهد ، او به كلى نور نخواهد داشت » « 5 » . محققاً ريشه و تخم تصوف در اين آيات است و براى صوفيان اولى قرآن نه فقط كلمات خدا بود ، بلكه وسيلهء تقرب به او نيز محسوب مىشد . به وسيلهء عبادت و تعمق در قسمتهاى مختلفهء قرآن ، مخصوصاً آيات مرموزى كه مربوط به عروج ( معراج ) است ، متصوفه سعى مىكنند حالت صوفيانهء پيغمبر را در خود ايجاد نمايند . » « 6 » و هم او مىگويد : « اصول وحدت در تصوف ، بيش از همه جا در قرآن ذكر شده و همچنين پيغمبر مىگويد كه خداوند مىفرمايد : چون بندهء من در اثر عبادت و اعمال نيك ديگر به من نزديك شود من او را دوست خواهم داشت ، بالنتيجه من گوش او هستم به طورى كه او به توسط من مىشنود ؛ و چشم او هستم به طورى كه او به توسط من مىبيند ، و زبان و دست او هستم به طورى كه او به توسط من مىگويد و مىگيرد . » « 7 » آنچه مسلّم است اين است كه در صدر اسلام ( لااقل در قرن اول هجرى ) گروهى به نام « عارف » يا « صوفى » در ميان مسلمين وجود نداشته است . نام صوفى در قرن دوم هجرى پيدا شده است . مىگويند اولين كسى كه به اين نام خوانده شده
--> ( 1 ) . كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ ( الرحمن / 26 ) . ( 2 ) . وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي ( حجر / 29 ) . ( 3 ) . وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ وَ نَعْلَمُ ما تُوَسْوِسُ بِهِ نَفْسُهُ وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ ( ق / 16 ) . ( 4 ) . فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ ( بقره / 115 ) . ( 5 ) . وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ ( نور / 40 ) . ( 6 ) . كتاب ميراث اسلام ، مجموعهاى از مقالات مستشرقين دربارهء اسلام ، ص 84 . ( 7 ) . ترجمهء اين حديث قدسى است : « لا يَزالُ الْعَبْدُ يَتَقَرَّبُ الَىَّ بِالنَّوافِلِ حَتّى اذا احْبَبْتُهُ ، فَاذا احْبَبْتُهُ كُنْتُ سَمْعَهُ الَّذى يَسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذى يُبْصِرُ بِهِ وَلِسانَهُ الَّذى يَنْطِقُ بِهِ وَيَدَهُ الَّذى يَبْطِشُ بِها » ( اصول كافى ، ج 2 / ص 352 با اندكى اختلاف ) .